پیش از طلوع
حس اول:سر جوانکی اشکریزان بر شانهی جلاد مشکی پوش نقاب بر چهره.دست جلاد بر شانهی متهم به ریای آرامش یا که بازی ترحم.
حس دوم:فیلم دوربین مداربسته از صحنهی زورگیری.برق قمه به تهدید و ارعاب،چرخنده در فضا.
حس سوم:جماعت ناظر صحنهی اعدام در پارک هنرمندان.نفراتی جایگرفته حتی بر شاخهی درختان در پیشزمینهی آسمان تاریک پیش از طلوع.در صف اول دخترکی که چشمهایش را انگشتانی با لاکهایی قرمز پوشانده است.
حس چهارم:انگیزه متهم اصلی جرم.درمان مادر بیمار.
حس پنجم:1368،1371...70،70...سال تولد....سهم از زورگیری
ملغمهای
از درد،غم،وحشت.حسهایی که توالیشان در شدت و ضعف یکدیگر تاثیرگذارست ولی قطعا
برآیند همگی رو به یک جاست.تاسف عمیق.
+ نوشته شده در دوشنبه دوم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 9:35 توسط آزاده
|