پدر هنوز بعد این همه سال وقتی کنترل تلویزیون میاد دستش و عرصه رو خالی می‌بینه گِردش می‌کنه می‌ره سری به کانال‌های رسانه‌ی رسمی می‌زنه.من اصلا تحمل این حجم ریا و ظاهرسازی و دروغ رو ندارم.در عرض کسری از ثانیه اعصابم متشنج می‌شه.اما پدر با آرامشی رو به انقراض هربار استدلال می‌کنه قرائت این پای قضیه هم شنیدنی‌ست.البته من هم که انگار رسالتم فقط هدایت پدر و مادره هربار نطقی در این باب ایراد می‌کنم!که معمولا بی‌نتیجه‌ست.دیشب هم بر این منوال و بعد از نمایش دراماتیک مجلس،پدر کوک کرد بر اخبار 22:30 اما ظاهرا خبرِ قابل عرضی نبود.چهارتا مخالف و موافق و آقایون روسا مطابق معمول صحبت کرده و در نهایت امر این اعتماد رفته برنگشته بود!همین!باز هم های‌ و هوی بی‌اساس!!این‌بار حتی پدر هم کم میاره و این‌گونه سکان جعبه‌ی جادویی تا اطلاع ثانوی در دست ماست.