و باید تقوا پیشه کرد!!!
نشستم روی صندلی هواپیما آخرین ردیف از در عقب و در کنار کریدور.خوشحال به خاطر سربلند بیرون اومدن از آزمون چمدون ۲۰ کیلویی و آنلاینچک اینگ و هزار کوفت و زهرمار دیگهی اینجور پروازهای اکونومی و پر از دلهرهی آغاز سفری با یک دوست که بیشترین تصویر ذهنیم ازش نیمرخ چپش ،نشسته در راست من ،سر کلاس اسپانیایست!هواپیما تا خرخره لبریز از مسافره و پیداکردن صندلیِ خالی و ازون مهمتر جایی برای قراردادن ساک دستی خود هنریست ستودنی!صندلیها شماره نداره یا بهتره بگم کارتهای پرواز بیشمارس و خب روال کار براساس قانون جهانیه زنبیله و هرچه زودتر سوارشدن به هواپیما تنها وجه امتیازه!قطعا سنگِپایی گم شده و هیاهویی با لهجهی بی نظیر ایتالیای حتی میتونه رو مخه شما بندری برقصه .مطمئن باشید که ایتالیاییها قطعا خیلی شبیه ما هستن و در جمعشون تا مدتها دلتنگ هموطنان عزیزتون نمیشید.از بلبشویی سیستمهای اداری و کاری بگیرید تا سرو صدا و حتی هیزیه مردان عزیزشون که بدون کوچکترین تفاوتی با نمونههای وطنی ،به اسکن نواحی مربوطه و حتی لبخندهای معنی دار و بعضا متلکگفتن می پردازن!مغروق در کلیه افکار فوق الذکر و البته خاطرهی شهر زیبای رم هستم که یک پسر ایتالیای ازم می پرسه که آیا ایتالیایی هستم؟البته به ایتالیایی!چون این ملت عزیز به شدت در تکلم زبان انگلیسی مشکل دارند و من با گفتن "نو "که خداروشکر در نود درصد زبانهای دنیا همین معنی نفی رو میده وایمیستم کنار که دختر بقل پنجره شروع میکنه با پسره حرف زدن و از اشارات و نتیجه مکالمه کاشف به عمل میاد که از دختره میخواد تا جاشو با دوس دخترش عوض کنه!دوست دختره قدش کوتاهه اما خوبه.روشنه البته نه خیلی زیاد و اونقدر آفتاب گرفته که به یه رنگ گرم دوستداشتنی در اومده .موهای بلندی داره که هایلایت شده.مثل ۹۹ درصد ایتالیایی ها خوشتیپه و قد شلوارش تا زیر فلانشه! و بعله خلاصه اینجوری میشه که کنار ما یک زوج میشینند که تمام دو ساعت پرواز رو توهمن!و یا حداقلش دست پسره هزار جای فلانه دخترس!نکنید به خدا!پرواز تا مادرید اونقدر طولانی نیست و خدارو شکر شما که در مضیقهی مکان هم نیستید!حالا معصیت داره بماند.مای بدبخت عضب چه گناهی کردیم؟!نگاهی به صندلی های بقل میندازم چشم انداز امیدوارکنندهای نیست.به حافظه رجوع میکنم و سعی میکنم بر اساس فرمایش "قشنگه" کتب بینش اسلامی تقوا پیشه کنم!!!!