انسداد
یه خورجین کلمه بیخ گلوم انباشته شده،یه سری داد نزده هوار نکشیده اما و اگر نیاورده توضیحات بیان نکرده دوست دارمها و متنفرمهای ابراز نشده و خواستنهای صرف نشده.مدام تیزیها ،دندونهها و حتی انحنای داسیشکل حرفهاش خراشی می ده اما این روند کند سنگین شک به جنباندن یا نجنباندن زبان متاسفانه با قدرتی فزاینده رو به حاکمیت مطلق می ره.انسداد زبان نزدیکه.
+ نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 11:27 توسط آزاده
|