از کجا شروع شد؟نمی‌دونم اینبار نقطه‌ی آغاز چی بود.ولی به گمونم از سر صبحونه بود.با این جمله که ورود میوه‌ها بجز موز به کشور ممنوع شده و خب این جرقه‌ی ساده کافی بود تا نوار قشنگشو برامون از اولش بذاره و خیال تموم کردنشم نداره.نمی‌دونم این تِرَکهاش چندساعتیه ولی با گذشت ۲ ساعت هنوز یه نفس ادامه داره.گاه‌گاه لبخند میزنم که آره تو راست می‌گی تا شاید از سمباده‌زدن به مغزمون انصراف بده و این سخنرانیِ طویلشو پایان ببخشه اما فعلا که چنین قصدی نداره.از پنیر و تنوعش نطق آغاز شد و رسید به شوق گشتن تو سوپرمارکت‌هایی که مثل اون سرزمین عجایبی میمونه که پینوکیو رفته بود برای ما که تو این مملکت به نهایت یک دونوع از یک محصول خوکردیم.حکایت ما و ساعت‌هایی که توی این سوپرمارکت‌های فرنگ می‌شه به خوندن روی محصولات اختصاص داد.اما خب به اینجا ختم نشد و رسید به فرهنگ ملل خاورمیانه که فقط حبابی از ادعاست و گذرکردیم و رسیدیم به این که درواقع آزاداندیش ترین ملت‌های دنیا جمع شدند توی یه گله جا اونم تو کشورهای اسکاندیناوی و شمال غرب اروپا!بعد ترک بعدی شروع می‌شه تو همون تِم!اسم آلبوم چیه؟لزوم مهاجرت و نکوهش آنان که روزی به فکر کوج افتادند ولی به عمل نرساندند!

وای مغزم داره متلاشی می‌شه!کاش یکی بیاد به زور هم شده منو ازین جو بکشه بیرون.