....
میشه هذیون بگم؟بیشتر از همیشه؟سر ظهر؟حتی حوالی دو بعداز ظهر؟شاید باعث شه هی به اون گوشی لامصب نگاه نندازم.مدام با خودم اما و اگر نکنم.مکرر سوال نکنم یعنی الان فلان جور بهمان جور.نشم مثل بچه دبیرستانیهای زمان ما که دبیرستانیهای امروز قرنهاست ازین احوالات عبور کردند.آهان و این خندهه این جور گشاد و لخت وسط نوشتن اینا با دیدن اساماسش نشینه وسط صورتم!میشه آیا ؟
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۲ ساعت 14:6 توسط آزاده
|