اهرم شکسته
زمانی میدونم چمه! موودِ پایین افتادهی کفِ پا،اهرمِ شکستهش دستمه و خب ملتفتم از کجاست که ماحصلم این شده اما این روزی که گذشت هیچ نظری نداشتم!از صبح و با اتصالی درازمدتِ کلافهکنندهای معلقِ بین خواب و بیداری بودم و حالا آخر شبی موودِ مبارک سوار آسانسور شده و در نتیجه این دخترک از شنیدن موسیقیِ فیلم لیتل میس سانشاین به هیجان اومده و اما و اگرهای مسخرهاش رو ریخته تو گونی و دلش بودن با هرمسش رو میخواد.انگشتهای لاکزدهش رو با ریتم آهنگ تکون میده و نگاهی تحسینبرانگیز بهشون میاندازه.به خوندن استانبول اورهان پاموک ادامه میده و از پیداکردن معنای لغاتی که نمیفهمه و حتی دوباره خونی پاراگرافها مشعوف میشه.
پینوشت:اگر در سوند کلود عضو هستید حتمن گوشه رو فالو کنید!
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۲ ساعت 23:58 توسط آزاده
|