روزهایی هست که تلخ از خواب بیدار میشی.با یه جور هنگاور بیدلیل.فاعلی هورمونی هم در کار نیست.آفتاب با تمام قوا سر پستشه ولی حس همون غمزدهگی تحملناپذیریست که ملتی در آب و هوای مثلن جزیره سرودهاند.اشک بیربطی میریزه پایین و دنبال آغوشی خالی میگردی.
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 9:13 توسط آزاده
|