لمسی برای حفظ مختصات
اون انگشتا که نه خیلی بزرگ و زمخت بود و نه زیادی ظریف و پسرونه یه جایی وسط ستون مهره هام خیلی آروم و سر صبر هی دو تا مهره و گودی بینش رو از بر میکرد.لمسی برای حفظ مختصات انگار.به همین سادگی همهی غریبهگیش میپرید و میشد ساکن قدیمی وجود.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر ۱۳۹۲ ساعت 10:34 توسط آزاده
|