آب دولاچاگی کلامی!
اولین بار چند ماه پیش بود که در حین یه مرافعه با یه دوست نزدیک-اشتباه نکنید درست خوندید-به این موضوع پی بردم که چقدر توانایی بحث و جدلم رشدنیافته باقی مونده!البته قطعا فکر کردن به این موضوع بر میگرده به بعداز برخواستن از بستر نقاهت ایجاد شده طی مشاجرهی فوق الذکر!بعد ازون بارها حملات پیدرپیش توی ذهنم تکرار میشد و بیشتر از هر چیز عجز خودم در مدافعه آزار دهنده بود.بسیار واضح و مبرهن است که همانند سیستم متداول که میگن هرکی همیشه اولین چک رو بزنه برندهی میدونه توی یه مشاجره هم کسی که رگبار مسلسلشو اول میگیره همیشه چند پله بالاتره تا اون بدبخت مادرمرده ای که به خودش اومده دیده خرواری از اتهام و باز خواست تو سرش آواره!کوتاه کنم این سوزش به حدی بود که اولین باریکه توی شهر کتاب کتابی مرتبط با موضوع دیدم بلافاصله اونرو خریدم و البته شکی نیست که خواندن چنین کتابی مثل همصنفیاش باعث نمیشه رهی صدساله یک شبه طی بشه!حالا هرچقدر هم که نویسندهاش فوقالعاده و البته خود آرتور شوپنهاور باشه.چنان که هم اکنون من بسان جسدی که از زیر یه تریلی ۱۴ چرخ با خاک انداز جمع شده باشه خسته،داغون و با دردی عصبی در ناحیهی سینه از مباحثهی همراه با مجادلهی یه دوست عزیز دیگهای در خدمت شما این رقوم رو به قلم تحریر در میارم.میدونم همه توی دلشون میگن خدا قسمت کنه ازین دوستها!
به هر صورت عنوان این کتاب وزین " هنر همیشه بر حق بودن" و همانطور که قبلا هم گفتم نوشتهی آرتور شوپنهاور و ترجمه عرفان ثابتی نشر ققنوس میباشد والبته اولین جمله کتاب:"هنر مجادله عبارت است از هنر مباحثه به گونهای که شخص فارغ از درستی یا نادرستی موضعش از آن عقبنشینی نکند."