من هنوزم می‌گم دغدغه‌ی بچه‌دار شدن تو زندگیم نداشتم و ندارم اما دو تا حالت هست که الان از اعماق وجود دلم خواست.یکی اون بچه ای که داره شیر می‌خوره و اون انگشتای دست دیگه‌اش رو گذاشته رو سینه‌ی مادرش.انگار بخواد از آرامشش به آرامی بینشون منتقل بشه و دیگری اونجایی که سرش رو می‌ذاره رو شونتون و دستش رو حلقه‌ی گردنتون.

پی‌نوشت: حدس بی‌خود نزنید بعله من درست در پیک هورمون‌های مربوطه هستم !