نوک انگشت اشاره‌ی دست راست رو بر سوختگی دست چپ فشار می دم.سوزشش اطمینانی‌ست بر وجودش آیا؟ یا که دردش آرام‌بخشه؟الف می‌گفت تو مازوخیستی.رابطه با آدم‌هایی جذبت می کنه که آزارت می‌دن و انگار مردهای معقولی که با چارچوب و قاعده و به دور از تنش باهات رفتار می کنن برات جالب نیستن. حداقل  از جامعه‌ی اماری موجود شاید بشه به همین نتیجه رسید.گمان می کنم این همه تداعی‌ها هم همون نوک انگشت اشاره‌ی مغزند.این‌جوریه که کوچه‌ها مکان‌های ریز و درشت با کسی سیر شده ، همه‌ی پیکاپ‌های سفید شهر، حتی لبو و باقالی‌های درکه هر روز از جلوشون رد می‌شم، هزار و یک یادآوری می‌شن که نمی‌دونم برای لذت یا آزار،روحم بهشون بند می کنه.