فریدون جیرانی ازون نسلی‌ست که هنوز با نوشتن زبون محاوره به همون شکل اصلیش در نوشتار مشکل داره وگرنه لابد اسم فیلم می‌شد من مادرم.که انگار قراره با تضادش تلاشی باشه برای نمایش علت عقده‌های روانی شخصیت منفی‌تر زن فیلم!گفتم منفی‌تر چون همه دراین فیلم منفی‌اند بجز داماد خانواده که به‌طرز غیرقابل باوری مثبت و بعضا منفعل‌ست.حتما نیازی نیست یادآور بشم که این زن منفی به قاعده‌ی معمول بلوندست و در سینمای ما با وجود محدودیت‌های موجود 4 تا دونه چتری نمایش داده شده تا تاکیدی براین موضوع باشد.

واقعیت مطلب اینه که آقای جیرانی فکرهای جالبی داره اما این‌که تبحری در تبدیل این ایده‌ها به فیلم داره برای من یکی که بنا به مستندات موجود،جای بحث و بررسی داره.البته شکی نیست که فیلم به قول مجری‌های تلویزیونی چند سر و گردن بالاتر از ساخته‌های پیشین است اما هنوز تا ساخت فیلمی یکدست فاصله‌‌ای طولانی باقی‌ست.

همچون سایر فیلم‌های کارگردان این فیلم هم نمایش پررنگ عقده‌های روانی انسان‌های این روزگاره که می‌تونست با پرهیز از برخی کلیشه‌ها و مثلا مانیفست پدر در صحنه‌ی دفاع آخر از دخترش که بی‌شباهت به صحنه‌های تنذیر فیلم‌های تلویزیونی و نطق‌های معلمین دینی نبود،نتیجه‌ی تحسین‌برانگیزتری رو ایجاد کنه.

در هر صورت ازین که به واسطه جنجال پیش آمده فرصتی پیش آمده تا از فیلمی،این‌چنین استقبال شود من به‌شخصه راضی و سپاسگزار دوستانم.بماند که کلیت فیلم دارای محتوایی هم‌سو با نظر همان کسانی‌ست که به اعتراض بر آن برخاسته‌اند.

فیلم رو بدون روحیه‌ی کمال‌گرایانه ببینید حتما.چون اگر بخواید سخت بگیرید سوالات بی‌جواب زیاد هست مثلا من یکی نفهمیدم  قتل بی‌صدای مقتول چه صیغه‌ایست؟به گمانم در هنگام کشته‌شدن با پیچ‌گوشتی صدایی از آدمی برخواهدخاست و البته سوالات و خرده‌هایی دیگر.